
وآآی خدا هنوز که هنوزه دست و پام حس توش نیست! امروز رفته بودم موسسه بعد وقتی میخواستم برگردم آقای "ع" گفت که من ماشین نیوردم و هر چی هم زنگ تاکسی میزنیم میگن تا نیم ساعت دیگه میان و دیر میشه آقای "ک" رو اگه برات مشکلی نیست و میتونی ببر فرودگاه منم که دیگه هیچی نگفتم،حالا انقدرم با این یارو رودروایسی دارم اصلا میبینمش خجالت میکشم کلا،اول هم بهش گفتم خودت بیا بتمرگ پشت این ماشینا قبول نکرد منم کف دس...
ادامه مطلب
پُست نمیدونم چند! انقدر خشک شده ذوق پست گذاشتنم که داشتم میگفتم چه مسخرس اصلا که من قبلا میومدم پست میذاشتم|:کی چی مثلا|: ^.- xa0xa023:4xa0 xa0xa0 xa0 نظرات تایید نمیشن،به جز در حالتی که جز اینجا جایی نباشه که من بتونم جوابتون رو بدم:) homepostsنوشته های پیشین خرداد ۱۳۹۶اردیبهشت ۱۳۹۶فروردین ۱۳۹۶اسفند ۱۳۹۵ب...
ادامه مطلب
استرس دارم خیلییییی زیااااادxa0 دست و پاام یخ زده!میترسم از فردا! xa0...
ادامه مطلب
فکرش رو میکردی ک پارسال وقتی دیدیش و به خودت گفتی وای چجور میرن پیش اینxa0 بعد خودت xa0امسال سر و کارت اساسی بیفته بهش؟ حتی به ذهنتم به اندازه یک هزارم ثانیه خطور نکرد این موضوع!-_- بله بهار جان زندگی اینجوریه-_______-...
ادامه مطلب
مثبت باشید.xa0 مثبت فکر کنید. اندیشه های خیلی خوب و طلایی داشته باشید. اما وابسته به نتیجه خیالی خود نباشید. نتیجه را به خدا بسپارید. xa0...
ادامه مطلب
ساعت 12 دیشب اولین ثانیه ها xa0و دقیقه های xa0پاییزxa0ِ من با گریه کردن برایِ کارا سِودا شروع شُد :| واقعاً چیز خُل شدم :| الانم که نیم ساعته معطلم تا سایت دانشگاه آزاد باز بشهxa0 نتیجه هاش اومده :|ببینم این یکیُ چ کردم D: با اینکه نمیرم ولی خُب :| باز نمیشه اعصاب خُرد کُن :| xa0...
ادامه مطلب